مطلب را به بالاترین نفرستید،مطلب را به قلبتان بفرستید

۱- سرکار شعبانی که تا چند وقت پیش در ورزشگاه برای برقراری نظم حضور داشت و حالا چند روز است که رفته سفر ،یک سفر ابدی ...حالا پسر کوچکش از او تنها همین قاب عکس را به یادگار دارد..طفلک نمی داند که آدم ها ناگهان چه زود دیر می شوند...روحش شاد

۲-سید هر چه کرد نتوانست بیشتر از یک گل بزند... مدافعان حریف بدجور مراقبش بودند، آن قدر که سایه اش را هم می زدند!

۳- سید مهدی هم هرچه کرد نتوانست دروازه اش را بسته نگه دارد...آخر بازی خیلی گرفته بود،می گفت تماشاگرها با دادن بعضی از شعارها دلش را شکسته اند...راست می گفت !سید عزیز ما را ببخش...

۴- اصغر مدیر روستا تیمش را سوم نیم فصل کرد !
