پول های برادران ما ...
در جیب شیوخ بی غیرت عرب می رود !
تا روز به روز فربه تر از دیروز شوند
بگو چرا هر روز بقیع بهتر از دیروز میشود
... مثل صا ایران
ازبرخورد محبت آمیز سعودی ها
با حاجیان ...دیگر نمی گویم
.....آری برادر باید حاجی حج حق بود
نه حاجی حج پول!
و مگر مروه همین جا نیست
پشت کوره های آجر پزی پاکدشت
و مگر آب زمزم همین جا نمی جوشد
نزدیک ده کوره های سیستان و بلوچستان
که قوت لایموتشان آه است و ناله....
و مگر همین جا نمی شود رمی جمره کرد
مفسدان اقتصادی را
و مگر قربانی ما نوزاد سیرجانی نبود
... که درصف کمیته امداد در بغل مادرش جان داد
آری برادر حج یعنی رنج...
رنج کارگری که 9 ماه است حقوق نگرفته
و آبرو نفرخته....
برای گران کردن اجناس
...برای برداشتن کلاه از سر بی نوایی غریب
حجر الاسود روی سیاه ماست
که زن شیعه برای نان شب، کلیه اش را بفروشد
آری بار کج به حج نمی رسد
حتی اگر صاحبش حاج آقا فلانی! باشد
...این ها را من نگفتم
دل خسته ام گفت ...

دوستان خوبم ....
"محسن زین العابدین "عاشق فرش آن هم از نوع دستی!عکاس مستند اجتماعی و ورزشی
" عرفان دادخواه " پر انرژي،عاشق عکاسی،والبته کمی سرمایی!عکاس مستند اجتماعی
سیاسی،اقتصادی،ورزشی!
و از همه مهمتر اینکه این نوابغ بچه های یه شهرند!اگه گفتید کدوم شهر!؟

" علی صفری" خیلی جوون و با استعداد
بعدها در موردش خیلی می شنوید، عکاس مستند اجتماعی،خبری

این عکس رو هم به صورن نمادین و برای ادای دین و سپاس!از "محمد خیرخواه" عزیز گذاشتم...
دوست خوبی که با صبوری و بی منت تجربه هاشو با ما تقسیم کرد
تا ما به اطرافمون نگاه تازه ای کنیم
آرزو می کنم همه عکاس های با حال دنیا چشماشون پر از حقیقت...عکساشون مملو از طلوع
و لنزاشون بی غروب باشه....

بعد از سال ها انتظار
مولایم را دیدم
سلام همه دوستان خوبم را به ایشان رساندم
خدا پشت و پناه همه تون
شب و روزتون به رضای خدا
راستی ....
یادم رفت بگویم...
آقا هم.... سلام رساند


برای نوشتن...
...برای تصور
برای آغاز این ابتدا..
همین چند حرف کافی ست
راستی زیبای من...
شما کی شروع می شوید؟
